به تنهایی راز
به هزاران بهتراز پرواز
توبه همانند لبخند هزاران دیداری به شب های سیاه
دل من تابه هجوم سبز فلاک همه شدروی نگاه
بی تومن فقط از خاک سرشتم
روزوشب راهمه درکوی توگشتم
سلام سلام به دوستان قدیمی
دیر اومدم خیلی دیر قبول دارم، راستش توی انتخابات که فرصت نشد بعداز
اتنخابات هم ...اصلا دستم به نوشتن نمی رفت .
راستش از چی وازکجا می نوشتم از این که کشورم بایه محاسبه اشتباه
تمام افتخارات سی سالش زیر سوال رفته بود ؟ازجوونای عزیزی می نوشتم
که بی سند وبی مدرک باتعدای افرادی که دستای پشت پرده اونا را حرکت می داد
همگام شده بودند ؟ازاینکه اخبار اغتشاش تهران صدر اخبار دنیاشده بود
جنبش سبز یه دورغ بزرگ یه ادعای واهی
شاید تفاوت من بابقیه اینکه هیج حرفی وبی دلیل قبول نمی کنم بهمین
دلیل تا به حال هیج کلاهی هم به سرم نرفته به قول دوستی امثال میرحسین موسوی
بلدند از نردبان سیاست بالا برند اما پایین اومدن رو یاد نگرفتن به همین دلیل عده ای
از جووناراباتوهمات خودش به خیابون کشوند
اما کسی نبود بگه مسلمون اگه برای خدمت اومده بودی چرا کارو به اینجا کشوندی
توکه به پشتوانه خدمت به نظام جایگاه خوبی داشتی ؟ بخوای یا نخوای دستت
به خون جوونا این وطن آلودست .خه خدایی خودت بگو مسبب این اغتشاش ها
کی بود ؟ فرق شما با دشمنای ایران چی بود ؟
وقتی یاد مصاحبه احمدی نژاد بالری کینگ می افتم اعصابم بهم می ریزه یاخبرنگار
PBCهمون سوال همون حرفای تکراری تقلب در انتخابات .
(به نظرمن تقلبی در کار نبود)یه دروغ بود که یه کم بزرگ بود به همین دلیل
زود هم باورکردن اون از روز قدس مدعیان راه امام(ره) خیلی خوب دستشون
روشد ببخشید اگه تند رفتم راستش این اوضاع خیلی رواعصابم تاتیر گذاشته
این درد دل بود که می بایست می گفتم
زدیده اشک حسرت می فشانم
چون گر نالم از سوز جدایی
نیستان را به آتش می کشانم
اعطا افشار ی رفت اما یادش نامش ماندار خواهد ماند آری پیش از سحر تاریک است
اما همواره خورشید بموقع طلوع می کند .باید به سحر اعتماد کرد
چقدر کوچه های خلوت بامدادی را
خیس گریه رفتم و در غم غروب باز آمدم.
من می دانستم تو از میان روشن ترین رؤیاهای روزگار
تنها ترانه های ساده ی مرا برگزیده ای
چرا که من هنوز هم خسته ترین برادر همین سادگانِ زمینم، ری را !
هر بار که نام تو بر دفتر گریه های من جاری شد
مردمانی را دیدم که آهسته می آمدند
همانجا در سایه سار گریه و بابونه
عطر تورا از باغ پروانه به خواب کودکان خود می خواندند.
مردمان می فهمند
مردمان ساکت و مردمان صبور می فهمند
مردمان دیری ست که از راز واژگان ساده ی من
به معنای بعضی از آوازها رسیده اند.
رازی دارد این سادگی ،
این است رؤیا
معلوم است که بعد از نامه ها
مرا آوازی از تحمل اوقات گریه آموخته اند.
کجا می روی حالا؟!
بیا، هنوز تا کشف نشانی آن کوچه
حرف بسیار و
وقت اندک و
آسمان هم که بارانی ست!
اصلاً فرض که مردمان هنوز درخوابند،
فرض که هیچ نامه ای هم به مقصد نرسید ،
فرض که بعضی از اینجا دور،
حتی نان از سفره و کلمه از کتاب،
شکوفه از انار و تبسم از لبانمان گرفته اند،
با رؤیاهامان چه می کنند؟!
میلاد مولود کعبه برهمگان مبارک باد
نمی دانم چه کسانی خاطره تاسف انگیز کوی دانشگاه را به خاطر دارن همه دست اندرکاران
می دانن که این ماجرا دستان پشت پرده ای داشت که جوانان را وسیله ای برای رسیدن به اهدافشان
قرار دادن
تردیدی ندارم غایله یک هفته اخیر بی شباهت به به حادثه تلخ آن سال ندارد خرداد حادثه
برانگیز امسال تاب کسانی که تشنه قدرت وحکومت بودن را تاب کرد حکومتی که همه قانون و نظامش
رادرذهن خود نوشته بودند الگو دموکراسی غرب است چرا که اقتصاد حرف اول رامی زند آیا این حکومت سکولار نیست
من با اصلاحات مشکلی ندارم حرف من مبانی وتئوری این اصلاحات است چشم انداز این تفکر واندیشه به کدام جهت است تاریخ فراموش نمی کند ملت های که جان ها برسرعقیده خود نهاده اند اما بایک فریب ونیرنگ همه راهای رفته رابازگشته وبه مرگ دچار شده اند کما انکه در صد ساله اخید بیشتر جنبش های اسلامی به بیراه رفته اند .
درهشت سال دروره اصلاحات کسانی مانند ابطحی اعلمی آقاجاری تاج نیا مزروعی ...روی کار آمدند
این افراد افراطی تندرو پرچمدار اصلاحات جز مهرهای که دستی انهاراحرکت می داد چیزی نمی دانستند درواقع اصلاحات بااینها از بین رفت چرا که هدف انها یک تحول بود که خوشبختانه به سرانجام نرسید
درانتخابات امسال تشنگان قدرت چنان دست به کار شدند که گاهی انسان را دچار تردید می کرد که
ایا اینان همان افراد انقلابی سال ۵۷ هستن وجنات امروز آنها این ادعا را تایید نمی کند چگونه می توانی خود رادلسوز نظام معرفی کنی که همه کارهای امروزت برخلاف مصلحت کشور است
دیر.ز اقای خامنه ای که تحت فشار جریان های ۷روز گذشته بود برای همگان حجت راتمام کرد وفرمود به استناد قانون از مواضع اصولی واسلامی خود تحت هیچ شرایطی کوتاه نخواهد امد من به عنوان یک ایرانی حامیت رهبر ۱۰۰/خود را ازمقام معظم رهبری اعلام می کنم وتا پای جان از ایشان حمایت خواهم کرد
سلام از روی صدق وصفای دل به همه دوستان همشهریان وهموطننان خوب ودوست داشتنی
چه گذشت در انتخابات امسال چه حرف ها چه شعار ها یی که حق وناحق علیه افراد کاندیداها گفتیم وشندیم
از کسانی که باآنها حق آب وگل داریم وداشتیم وحق نان ونمک.
نمکدان را شکستیم ؟
نه نشکستیم اصلا
هدفمون این نبود این از ذات بد سیاسته که وادار می کنه بی خیال اخلاق چشممون رو بندیم
هرچی می خوایم بگیم.
خوب سیاست پدر مادر نداره خوب انتظاری هم ازاون نمی شه داشت
گذشت عصری که یه نفر برای همه خدایی می کردِ/در هزاره سوم هستیم انسان های اینعصر اگه نگیم همه اکثرا
اندیشمند هستن ِ می خونن تا بدونن دور برشون چی می گذره اینم خوبه خیلی خوب یکی از موانع
دولت مردا برای حکومت همین درک وفهم مردمه پس باید دولت مرد باعلم به این شرایط وارد
گود بشه والله کلاهش پس معرکه س.
دموکراسی خوبه اگه مردم هم فرهنگ دموکراسی روداشته ![]()
![]()
باشه نموی دونم چی بگم درباره این دوره از انتخابات که از نگفتنش بهتره چه تهمت ها چه بدو
بیراهها به هم دادیم بدونه اینکه به عواقب اون فکر کنیم پیامک های داغی که راست یا دروغ بهم
ارسال می شد بدون اینکه بدونی برچه اساس وپایه ای ارسال شده مثل اومدن ۲میلیون خودکار
به بازار برای ....دراننتخابات
فرادای روز ۲۲خرداد دیدنیه ولی ای کاش هرکدوم از نامزدها فقط خدمت مد نظرشون بود در
اون صورت قطعا به اینجا نمی رسیدم اما ظاهرا قدرت شیرینه که بخاطرش بخوای از هرچیزی بگذری
واین هزینه های گزاف روپرداخت کنی
چه بسا که ماهم به همین دلیل قرار پای صندوق بریم که باید توی این تعیین سرنوشت نقش داشته باشیم
اما توی حافظه تاریخ این کشور خاطره این امسال به ذهنش می میونه همون طور که از سالهای گذشته مونده
زندگی می گذرد /عشق ها می میرند /رنگها رنگ دگر می گیرند /وفقط خاطرهاست چه شیرین وچه
تلخ به جا می ماند
صفای مرامتون ![]()
![]()
پیش به سوی فردایی آباد
دایی بزور ازم خواست تودفترش بمونم تا بایکی از موکلاش صحبت کنه سرم درد
گرفته مرد درکمال وقاحت می گفت به دختری علاقه دارد که ۱۸سال ازاون کوچیکتره
اخ که چقدر دلم می خواست یه چیزی بهش بگم می گفت اول دختره عاشقش شده
حالاخانمش طلاق می خواست اون نمی خواست طلاقش بده .
پرونده دوم درباره زنی بودکه توی محل کارش شیفته پسره شده بود زن می گفت
شوهرش بی خودی بهانه می کیره وحساس شده درحالی که علاقه من به او
یک نوع دوستی که شوهرم نمی فهمه کم مونده بود منفجر بشم این
عوارضه دنیای مدرنه عشقای دقیقه ای عشاق های ثانیه ای به قول دوستی
دیگه لیلی ومجنون واقعی وجود نداره
درواقع می شه به این رسید که عشق ایستاده تنها به صحرای بدون مجنون می نگرد
منم اسمش رومی ذارم عشق های مدرن بی سروته بی نتیجه یه هوس
بماند که چقدر خداروشکر کردم وکلات نمی خونم
امیدوارم سال آینده برای همه شما پرخیروبرکت باشه

یا مقلوب قلوب
آدمی زاد هرچه بزرگتر می شود چشم براه تر می شود
واین حقیقتی است که همیشه می درخشد

